:ﺻــﻭﺗ ﺳﺧﻧﺭاﻧﯽ
ﺳﺧﻧﺭاﻧ: ﺩﻛﺗـﺭ ﺑاﻗـﺭﭘـﻭﺭ ﻛاﺷـاﻧﯽ
✎«مَلِکُ الْاَمْلاکِ وَ مُفَلِّکُ الْأَفْلاکِ وَمُسَخِّرُالشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، کُلٌّ یَجْری لاَِجَلٍ مُسَمّی، یُکَوِّرُالَّلیْلَ عَلَی النَّهارِ وَیُکَوِّرُالنَّهارَ عَلَی الَّلیْلِ یَطْلُبُهُ حَثیثاً، قاصِمُ کُلِّ جَبّارٍ عَنیدٍ وَ مُهْلِکُ کُلِّ شَیْطانٍ مَریدٍ»✎پادشاهِ پادشاهان، و گرداننده سیّارات. ✎هر پدیده عارضی، نیازمند به علّت خارجی است. ✎قدرت خداوند احاطه بر هر جبّاری دارد.
پیامبر گرامی اسلام، در فرازی از خطابهٔ غدیر، اینگونه خدا را توصیف کردند:﴿مَلِکُ الْاَمْلاک﴾،«مَلِک» به معنای مالک میآید، به معنای پادشاه هم میآید.«املاک»، یعنی مَلاکان یا پادشاهان.«خداوند متعال، پادشاهِ پادشاهان است».هر آنچیزی که از پادشاهانی که در نظام عالم موجودیت است، و موجوداتی تحت سلطهٔ آنها هستند، تحت قدرت و سلطنت آنها هستند، باید بدانند که هر آن چیزی که دارند، چه از وجود خودشان، چه از موجودیتِ رعیت خودشان، همهٔ اینها از ناحیهٔ اوست، همه اینها به اوست؛ چون به اوست، تمام پادشاهان باید بدانند که پادشاه اصلی و آن حقیقتی که موجودیت خودشان و تمام امکاناتشان و تمام این عالم به اوست، این اللّٰه تبارک و تعالیٰست.لذا او «مَلِکُالاَملاکِ» است، پادشاهانِ پادشاهان است.﴿وَ مُفَلِّکُ الْأَفْلاکِ﴾«مُفَلِّک یعنی گرداننده».«افلاک یعنی گردانندهها».هر آنچیزی که در نظام آفرینش، سبب گردش موجودات میشود، این زمین به چه واسطه میگردد به حول خورشید، به چه واسطه حول خود میچرخد، به چه سبب خورشید دور یک ستارهای دیگر و تمام این افلاک و موجودات به دور هم میچرخند، باید بدانند که گردانندهٔ اصلی اوست.حرکت، این چرخشها، اینها همه در خصوص اجسام است و عارض بر اجسام است؛ اینگونه نیست که خودش خود به خود بخواهد بچرخد، یک علتی، یک اثری باید روی این شیء بگذارد که زمین به حول خود بچرخد، زمین به حول خورشید بچرخد و خورشید چنین…، و سیّارات و ستارگان دیگر هم به این صورت.و هر چیزی که عارضیست، نیاز به یک علت خارجی دارد.ممکن است بگویید این اشیاء، شیئی روی شیئی دیگری اثر میگذارند، این اجسام، جسمی روی جسم دیگری اثر میگذارند، و این حرکتها به وجود میآید. اما وقتی نگاه میکنیم، کل این اجسام نظام آفرینش را که جمع کنیم، توی اینها حرکت است، در تمام اینها نیاز به یک علت خارجی دارند برای حرکت.پس در کلِ اینها نیاز خوابیده است.پس اینها باید منتهی شوند به یک حقیقتی که حرکتآور باشد، اما واجد حرکت نباشد؛ و شیئی روی آن اثر نگذارد که بگذارد آن حرکت کند؛ یک محرکِ لا یَتَحَرَّک؛ و آن یک حقیقتی فرامادیست که اینجا مطرح کردند «مُفَلِّکُ الْأَفْلاکِ» همان ذات ربوبیّت است.﴿وَمُسَخِّرُالشَّمْسِ وَالْقَمَرِ﴾، «تسخیر کنندهٔ خورشید و ماه است».این ماه به این نحوهای که هست، به حول زمین بچرخد.در این مداری که هست، خورشید به مدار دیگری بچرخد، هر شیئی وظیفهٔ خودش را همانطور که باید است، انجام دهد.فرمودند اینها همه بهخاطر این است که این موجودات، همه تحت تسخیر و تسلطِ فرمان آن حقیقتِ اللّٰه تبارک و تعالیست که آنها را تدبیر میکند، آنها را تقدیر میکند.﴿کُلٌّ یَجْری لاَِجَلٍ مُسَمّی﴾«فرمودند که، همه در حرکتاند، با زمان مقدَّر، با زمان تعیین شده».این خورشید، در زمان خاصی باید در مدار خودش بچرخد، این زمین در ۳۶۵ روز باید به دور خورشید بچرخد؛ اینطور نیست که در یکجا، در ۳۷۰ روز بخواهد یک سال باشد، به این صورت باشد، یا یک وقت دیرتر باشد یا زودتر باشد؛ نه! هر حرکتی که هست، دَوَرانی که هست، چرخشی که هست با یک زمان مقدر و تعیین شدهای است. و حتی تداوم موجودیت آنها هم در زمانی است؛ تمام موجودات عالم عمری دارند، اینها به آن چیزی هست که خداوند برای آنها تعیین کرده.﴿یُکَوِّرُ الَّلیْلَ عَلَی النَّهارِ﴾«یُکَوِّرُ» یعنی میگرداند، «لَّیل» شب را «عَلَی النَّهارِ» بر روز؛ «وَ یُکَوِّرُ النَّهارَ عَلَی الَّلیْلَ، یَطْلُبُهُ حَثیثاً».حَثیث یعنی شتابنده، سریع.شب را خداوند بر روی روز میگرداند، میگرداند روز را به روی شب، که میرود این به سرعت در پی آن یکیِ دیگر.شب به روی روز میآید، روز به روی شب میآید، به همین صورت، وقتی نگاه میکنی که، خیلی ملایم، وقتی روز میخواهد تموم بشود، کمکم کمکم غروب آفتاب به سمت تیرگی میرود، وقتی روز بخواهد بشود کمکم کمکم سپیده میآید و بینالطلوعین میآید و روز میشود و به این صورت نظمی را برقرار کرده است.
﴿قاصِمُ کُلِّ جَبّارٍ عَنیدٍ﴾؛خداوند متعال، در هم شکننده هست «جبّار» یعنی زورگوی «عَنید»، با عناد و کینهتوز است. یک کسی که چنین قدرتهایی را دارد، حالا اگر این جبّاری که با عناد و کینهتوز است، بخواهد مقابل خداوند بایستد! شاید چند صباحی بهش فرصت بدهند اما باید بداند که این در هم شکننده خواهد بود؛ نمیتواند در مقابل آن حقیقتی که «عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» است، این کسی که ادعای قدرت دارد، این جبّار و زورگو بخواهد بایستد.﴿وَ مُهْلِکُ کُلِّ شَیْطانٍ مَریدٍ﴾«مُهْلِکُ» یعنی هلاک کننده؛ هر شیطانی، هر موجودی که شیطنت و نادرستی در کارش باشد، شیطان سرپیچ، سرکش، متمرِّد، پس خداوند متعال، قاصم و مهلکِ جبّاران با عناد و شیطان و شیاطین سرپیچ و سرکش است، و قدرت خداوند احاطه دارد، تعلق دارد با برخورد با این افراد.والسّلامعلیکم و رحمةالله و برکاته.
